تاریخچه آموزش مهارتهای زندگی

آموزش مهارتهای زندگی در سال ۱۹۷۹ و با اقدامات دکتر گیلبرت بوتوین (Gilbert Botvin) آغاز شد.

او در آن سال مجموعه آموزش مهارتهای زندگی برای دانش آموزان کلاس هفتم تا نهم را تدوین کرد که با استقبال فراوان متخصصان بهداشت روان مواجه شد.

این برنامه آموزشی به نوجوانان یاد می داد که چگونه با استفاده از مهارتهای رفتار توأم با جسارت و جرأت ، تصمیم گیری و تفکر نقاد، در مقابل وسوسه یا پیشنهاد سوء مصرف مواد از سوی همسالانشان مقاومت کنند.

به دنبال این اقدامات مقدماتی از سال ۱۹۹۳ به بعد سازمان جهانی بهداشت با هماهنگی یونیسف، برنامه آموزش مهارت های زندگی را به عنوان یک طرح جامع پیشگیری اوّلیه و ارتقاء سطح بهداشت کودکان و نوجوانان معرفی نموده است (مصوبات WHO و یونیسف در سالهای ۱۹۹۴ و ۲۰۰۴ ).

این برنامه در کشورهای مختلف دنیا تجربه شده وگزارشهای امید بخشی از کارآیی این برنامه ها منتشر گردیده است.

ازسال۱۹۹۳سازمان جهانی بهداشت با هماهنگی یونیسف، برنامه آموزش مهارتهای زندگی را به عنوان یک طرح جامع پیشگیری اوّلیه و ارتقاء سطح بهداشت کودکان و نوجوانان معرفی نموده است . (مصوبات WHO و یونیسف در سالهای ۱۹۹۴ و ۲۰۰۴ ) .

سازمان بهداشت جهانی و یونیسف و سازمان های دیگر تعاریف متعددی از مهارتهای زندگی دارند.

در یک نگاه کلی، مهارتهای زندگی یعنی ایجاد روابط بین فردی مناسب و موثر، انجام مسئولیت های اجتماعی، تصمیم گیری صحیح، حل تعارضات و کشمکش ها بدون توسل به اعمالی که به خود یا به دیگران صدمه بزند.

توانایی انجام رفتارهای سازگارانه و مثبت به گونه ای که فرد بتواند با معضلات و مشکلات زندگی روزمره خود کنار بیاید و توانایی هایی است که باعث ارتقای بهداشت روانی افراد جامعه، غنای روابط انسانی، افزایش سلامت و رفتارهای سلامت در سطح جامعه می شوند.

پژوهشهای متعدد نشان داده اند که خودآگاهی (Self awareness) عزت نفس (Self esteem) اعتماد به نفس (Self confidence) می تواند شاخصهای اساسی توانمندیها و ضعف های هر انسانی باشد.(WHO ، ۱۹۹۴)

این سه ویژگی فرد را قادر می سازند که فرصتهای زندگی اش را مغتنم شمرده، برای مقابله با خطرات احتمالی آماده باشد.

به خانواده و جامعه اش بیاندیشد و نگران مشکلاتی که در اطرافش وجود دارد باشد و به چاره اندیشی بپردازد.

تدوین سر فصلها

مهارتهای زندگی به عنوان واسطه های ارتقای سه ویژگی فوق الذکر در آدم ها می توانند فرد و جامعه را در راه رسیدن به اهداف فوق کمک نمایند.

شاید بتوان سر فصلهای این مهارتها را چنین تدوین کرد:

  • کنار آمدن با فشارهای زندگی
  • خروج از بحران های زندگی
  • داشتن زندگی هدفمند
  • انعطاف پذیری برای مواجهه با مشکلات زندگی
  • برقراری تعامل سازنده با دیگران با بیشترین سود و کمترین ضرر به خود و دیگران
  • روابط بین فردی بالنده و رشد دهنده با کمترین کشمکش و تعارض
  • مدیریت صحیح و بیشترین مصلحت روش انتخابی
  • برآمدن از پس مسئولیتهای فردی و اجتماعی در زندگی

این عناوین همواره بخشی از واقعیت زندگی انسان بوده است که در ادوار مختلف به اشکال گوناگون نمود و بروز داشته است.

در این سلسله مقالات می خواهم به این موضوع بپردازم که در ایران اوضاع آموختن مهارتهای زندگی به فرزندان چگونه است و چگونه باید باشد و از کجا شروع شود؟

آموزش مهارتهای زندگی

نزدیک به ۴ دهه است که در سطح دنیا آموزش مهارت های زندگی از کودکی مورد توجه قرار گرفته است.

این دوره های آموزشی در ۲ گروه مهارتهای عام و خاص تدوین شده است.

مهارتهای عام شامل:

  • خودآگاهی
  • همدلی
  • ارتباط موثر
  • ارتباط بین فردی موثر
  • کنترل خشم
  • مقابله با هیجان های منفی
  • آموزش حل مساله
  • تصمیم گیری
  • تفکر خلاق
  • تفکر انتقادی
  • مدیریت زمان

مهارت های خاص شامل :

  • آموزش مذاکره
  • آموزش کار گروهی
  • آموزش قبل و بعد از ازادواج
  • مدیریت بحران
  • پیشگیری از آسیب های روانی
  • کاهش سوء مصرف مواد

و مواردی از این نظیراست.

در کشور ما حدود یک دهه است که به این موضوع توجه ویژه ای شده اما نه در سطح کلان کشوری و بیشتر در سطح آموزش به متخصصان امر به صورت کارگاه های آموزشی کوتاه مدت.

مهارتهای پایه

اما مهارتهای زندگی که باید آموزش آنها از کودکی به بچه هاش شروع شود عبارتند از:

۱- مهارت تصمیم گیری: در این مهارت افراد می آموزند که تصمیم گیری و اهمیت و مراحل آن چیست.

متوجه می شوند موفقیت در زندگی در گروی تصمیم درست و به موقع است.

۲- مهارت حل مساله: این مهارت عبارت است از تعریف دقیق مشکلی که فرد با آن روبرو است.

شناسایی و بررسی راه حل های موجود و برگزیدن و اجرای راه حل مناسب و ارزیابی فرایند حل مساله.

به طوری که با انتخاب راه حلی با بیشترین منفعت و کمترین ضرر مادی و معنوی از راه های غیرسالم برای حل مشکلات خویش استفاده نکند و بر مشکلاتش نیفزاید.

۳- مهارت تفکر خلاق: تولید اندیشه و نوعی دیگر دیدن است.

فرد در مواجهه با مشکلات در حال کشف راه حال های نو و بدیع است که کمتر کسی به آن توجه کرده است.

در این مهارت افراد فرا می گیرند که با شیوه های متفاوت بیندیشند و از تجربه های متعارف و معمولی خود فراتر روند و راه حلهایی را خلق کنند که خاص و ویژه خودشان است.

۴- مهارت تفکر نقاد: این مهارت عبارت است از توانایی تحلیل عینی اطلاعات موجود با توجه به تجارب شخصی و بررسی صحت یا سقم چیزی با دلیل و مدرک و استدلال و سپس پذیرفتن یا رد کردن آن.

۵- مهارت برقرار کردن ارتباط موثر: این مهارت به معنای ابراز احساسات، نیازها و نقطه نظرهای فردی با گوش دادن فعالانه به مخاطب و ایجاد بیشترین رضایت با کمترین تنش و کشمکش است.

۶- مهارت ایجاد و حفظ روابط بین فردی: مهارتی است برای تعامل مثبت با افراد به خصوص اعضای خانواده در زندگی روزمره، شناسایی مرز روابط با دیگران و ایجاد روابط صمیمانه متعهدانه.

۷- خودآگاهی: خودآگاهی به معنی توانایی فرد در شناخت خود و نیز شناسایی خواسته ها، نیازها و احساسات و نقاط ضعف و قدرت است. در این مهارت فرد می آموزد که چه شرایط یا موقعیت هایی برای او عذاب آور هستند.

۸- مهارت همدلی: در این مهارت فرد می آموزد که چگونه احساسات افراد دیگر را تحت شرایط مختلف درک کند، تفاوت های فردی را بپذیرد و با پیش داوری و قضاوت با دیگران برخورد نکند.

۹- مهارت مقابله با هیجان ها: شناخت هیجان هایی از قبیل شادی و ترس و حسادت و غم و… و تاثیر آنها بر رفتار خود و دیگران و فراگیری نحوه اداره آنها و واکنش مناسب در برابر آنها.

۱۰- مهارت مقابله با استرس: در این مهارت فرد می آموزد که چگونه با فشارها و نقش های ناشی از زندگی و همچنین استرس های دیگر مقابله یا آنها را مدیریت کند تا باعث فرسودگی روانی و جسمانی اش نشود.

                                                                                      ادامه دارد

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × پنج =