از کجا باید شروع کرد؟

از چه زمانی باید آموزش مهارتهای زندگی را شروع کنیم ؟

این سوالی است که خیلی از والدین می پرسند.

در آموزش مهارتهای زندگی، هدف اصلی تغییر رفتار غیر مفید به سازنده است.

این مهارتها باید از دوران پیش از دبستان شروع شود.

به نوعی در مدرسه و سربازی و دانشگاه و حتی مراحل بعدی زندگی در اجتماع، مداوم آموزش و بازآموزی انجام بگیرد.

اما متاسفانه هم به دلیل ناآگاهی والدین از اصول فرزند پروری و هم اهمیت ندادن به این جنبه بسیار مهم آموزشی از سنین پیش از دبستان، این مهارتهای زندگی  از کودکی در وجود کودکان نهادینه نمی شود و امکان یادگیری آسان آنها در کودکی از بین می رود.

بسیاری از افراد جامعه ما دچار “بلوغ دیر رس فرهنگی و اجتماعی” میشوند.

در آموزش و پرورش متاسفانه بیشترین تمرکز بر قسمت آموزش و کسب مهارتهای ابزاری و شناختی (سواد) است.

ابعاد دیگری نظیر پرورش روانی و اجتماعی مثل آموزش مهارتهای زندگی را به عنوان دروس پایه نمی شناسند.

اگر از هر معلمی سوال کنی دروس پایه در دوره ابتدایی چیست؟

قطعا به شما پاسخ خواهند داد : ریاضی و علوم!!!

اما هرگز مهارتهای زندگی ، زندگی کردن و لذت بردن از زندگی را دروس پایه نمیدانند!!

به همین علت است که کودکان ما بعد از ورود به مدرسه، با دستورات معلمین و مدیران دچار چالش شدید میشوند.

چون قبل از آن کاملا زندگی کودکانه داشته و از آن لذت میبردند.

مدارس ما روی دانش تئوری و نیز انجام و تکرار مداوم حفظیات تاکید زیادی دارد.

بسیار دیده ایم دانشجویان مهندسی که به سرعت و با تسلط فرمولهای سخت محاسباتی را حل میکنند اما در کنترل تیم کارگری خود در حین انجام کار ناتوان هستند.

یادمان باشد عمل، مهارت و تسلط ما در آن زمینه، روز به روز در بیشتر موارد بهینه و مطلوب می شود (مصداق کار نیکوکردن از پرکردن) است.

به بیان دیگر، مهارتهای زندگی شبیه جعبه ابزار با ابزارهای مختلف مثل انبردست، آچار و… هستند که با تمرین و ممارست یاد میگیرم از کدام یک در کجا و کی استفاده کنیم.

حال اگر جعبه ابزار یک کودک به جای مجهز بودن به ابزار مختلف فقط شامل چند ابزار محدود و ناکارآمد باشد، در مواجهه با پیچهای زندگی، توان انتخاب زیادی نخواهد داشت.

قطعا به صورت غریزی و ابتدایی سعی در حل مشکلات خواهدکرد مانند گریه کردن برای به دست آوردن همه چیز، داد و بیدادکردن و کتک زدن و…

آموزش مهارتهای زندگی را جدی نگیریم؟!

در دوره کودکی، تعارض ها و کشمکش ها به دلیل عدم وجود “بلوغ دیررس  فرهنگی اجتماعی” جلوه چندانی ندارد.

با افزایش سن و هنگام مواجهه با دشواری ها ( به اقتضای سن و تجربه) انتظار جامعه و خانواده از فرد نوجوان و جوان افزایش می یابد.

حال با گذر از چالشهای فرا رو می پذیرد به دلیل زندگی اجتماعی، بخشی از تمایلات خود را محدود یا جهت دهی کند و در چارچوب هنجارهای اجتماعی و گروهی قرار گیرد.

حال ممکن است این جوان، رفتارهای ضد اجتماعی در او شکل گرفته باشد و از خود واکنش های منفی بروز دهد یا توان مدیریت این واکنش های منفی را نداشته باشد.

لذا قطعا باعث آسیبهای روان شناختی در خودش و کژ روی ها و ناهنجاری هایی در اجتماع خواهد شد.

اگر در زمان کودکی برای آموزش مهارتهای زندگی انرژی گذاشته نشد، باید خانواده و مدرسه به خصوص در زمان نوجوانی و بلوغ، برای آموزش این مهارتها و افزایش ظرفیت روان شناختی نوجوان تلاش کنند.

بعد از ۱۸ سالگی هم که شخصیت فرد و هوش هیجانی او تقریبا به وضعیت ثبات نسبی می رسد.

ایجاد و شکل دهی رفتار، مشکل تر و زمان بر خواهد شد.

البته حتی اگر دوره نوجوانی هم از دست برود، آموزش در دوران جوانی در زمان سربازی یا دانشگاه باید انجام شود که برای خود فرد مشکلات عدیده ای خواهد داشت.

عدم بررسی کارشناسی مرتب در برنامه های رسانه ای و بی توجهی به یکی از مهم ترین ابعاد آموزش فرهنگی  فرصتی برای یادگیری فرزندان این مرز و بوم در این خصوص باقی نمی ماند.

استرس های زندگی می تواند به جای مدیریت شدن، با سوق دادن فرد به سمت رفتارهای پرخطر، بنیان خانواده و اجتماع را به شدت تحت تاثیر قرار دهد.

هدف را گم نکنیم

هدف از هر آموزشی تغییر رفتار است، یعنی با آموزش، فرد ممکن است دانش و آگاهی و معلوماتش بالا برود.

باورها و نگرشش به موضوعی تغییر کند ولی الزاما باعث تغییر رفتارش نشود.

یعنی مثلا :

فرد بداند مصرف سیگار مضر است (آگاهی).

راهکارهای کاهش و قطع مصرف سیگار را یاد بگیرد (تغییر نگرش).

ولی باز سیگار مصرف کند (نداشتن ضمانت اجرایی برای تغییر رفتار).

فرد می داند در بیشتر موارد، رفتارهای پرخاشگرانه ناکارآمد و ویرانگر است (آگاهی).

راه های کنترل خشم را هم بداند (تغییر نگرش).

اما باز در عمل، رفتار پرخاشگرانه ای نشان بدهد (عدم تغییر رفتار).

                                                                                             ادامه دارد

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هشت − سه =